شيخ حسين انصاريان

102

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

صحابه پيامبر ، طلحه و زبير آن چنان كردى ، به خدا قسم تيرى به سويت پرتاب كنم كه نه آب آن را فرو نشاند و نه باد بر طرف سازد ، چون تير برسد به هدف اصابت كند و چون در هدف قرار گيرد به خوبى كارگر افتد و چون كارگر شود شعله‌ور گردد ، فريفته ياران و لشكريان خود مباش و آمادهء جنگ شو ، من با سپاهى در برابر قرار گيرم كه تاب ديدارش را ندارى ! چون اين نامه به جناب مولا رسيد ، در پاسخش چنين نوشت : اين نامه‌اى است از بندهء خدا على بن ابى طالب برادر رسول خدا و پسر عم و جانشين و غسل دهنده و كفن كنندهء او و ادا كننده قرضش و داماد و پدر فرزندانش حسن و حسين كه براى معاويه مىفرستد . اى معاويه ! من همانم كه در جنگ بدر خويشان بت‌پرست و جانى تو را به ديار عدم فرستادم و عمو و دايى و جد مادرى و برادرت را به قتل رساندم ، با آن شمشير كه آن‌ها را كشتم و هم اكنون در دست من است ، امروز هم مانند روزى كه پيامبر آن را به دستم داد قوى دل و نيرومندم و با يارى خدا هم آغوش پيروزى . به خدا قسم ! من مانند شما هيچ‌گاه پرستش بت نكردم و چيزى را از اسلام و كسى را بر پيامبر خدا محمّد صلى الله عليه و آله برتر ندانستم و شمشيرى جز آن كه پيغمبر به من داد انتخاب نكردم ، پس نيك بينديش و هر چه خواهى كن ، من به خوبى مىدانم كه شيطان بر تو چيره گشته و دستخوش نادانى و سركشى شده‌اى ، درود بر آن كس كه از حقيقت پيروى كند و در انديشهء عواقب وخيم باشد . حضرت مُهر فرمود و به يكى از ياران خود به نام طرمّاح تسليم كرد كه رهسپار شام شود و آن را شخصاً به دست معاويه دهد . طرماح بن عدى قوى هيكل و بلند بالا و سخنور بود ، از پيشگاه حضرت اميرمؤمنان عليه السلام رخصت طلبيد و بر شتر خود سوار شد ، آن گاه راه شام را پيش